![]() |
![]() |
|
| مطالب گوناگون |
|
سلام من بالاخره امدم واقعا ...باوركنيد ...
باور نمي كنيد در اين مدت ۷۷ روز اقامت من در لبنان هر اتفاقي كه در نيم قرن گذشته در اين كشور كه روزي به عروس خاورميانه شهرت داشت و امروز عجوزه اي بيش نيست اتفاق افتاد ... اگر فقط به عنوانين انها بخواهم اشاره كنم دود از كله هر انسان منصفي بر مي ياد . - به درازا كشيدن انتخاب ريئس جمهور لبنان به بيش از ۸۵روز و تعوق ۱۴ باره نشست پارلمان ...البته لبنان هنوز رئيس جمهور ندارد. - وقوع طوفان شديد درلبنان ...در جريان اين طوفان طول امواج به بيش از هشت متر رسيد و كابل فيبر نوري قرار گرفته در بستر درياي مديترانه قطع شد خاورميانه چند هفته اي با اختلال در تماسهاي تلفني و اينترنتي مواجه شد . - لبنان در استانه جنگ داخلي تمام عيار قرار گرفت ....به گونه اي كه در يك تجمع اعتراض اميز ساده ۸كشته برجا ماند و دهها نفر زحمي شدند . - نرخ تورم در بي سابقه ترين رشد خود در لبنان در ۱۵ سال گذشته بيش از ۳۰ درصد افزايش يافت . - بعد از گذشت ۲۵ سال از اعلام رسمي اقدام به ترور عماد مغنيه فرمانده بزرگ مقاومت لبنا ن از سوي رژيم صهيونيستي /در شب چهارشنبه ۲۴ بهمن ماه يعني درست يك شب قبل از تاريخي كه قرار بود بعد از ۷۱ روز اقامت دربيروت و چندين بار تعويق وي متاسفانه در جريان يك عمليات تروريستي در دمشق به شهادت رسيد .و لبنان را سيا ه پوش كرد . - زلزله اي ۵ ريشتري لبنان را لرزاند اين زلزله چندين مجروح و خساراتي به بار اورد...اما ا از حق نگذريم ساختمانهاي لبنان بسيار مقاوم است . - د رهنگامي كه من از بيم اينكه نكنه به دليل يك اتفاق جديد ديگه براي چندمين بار سفرم به تعويق نيافته .... تصميم گرفتم از طريق سوريه به تهران بازگردم ....درحين عزيمت از بيروت به دمشق راديو خودروي سواري ما اعلام كرد يك كودك لبناني بر اثر ابتلا به بيماري انفولانزاي مرغي در گذشت . اما باز هم به اين ختم نشد چراكه بعد از گذر من از جاده ظاهرا مسير بيروت به دمشق بر اثر بي سابقه ترين بارش برف و كولاك شديد مسدود شد . اينها فقط عناويني از يك سري از وقايعي بود كه در مدت اقامت من در بيروت به وقوع پيوست شايد اگر لبناني ها اين مطلب را بخوانند از من به شوراي امنيت سازمان ملل متحد كه ظاهرا قراره براي انتخاب رئيس جمهور اين كشور دخالت كنه شكايت كنند اما يك اتفاق مهمتر اينكه اين مطلب رو در حالي مي نوسيم كه زهرا دخترم از ظهر امروز كه به خانه امدم تا اين لحظه مدام حرف مي زند گويا مي خواد همه حرفهاي اين ۷۷ روز رو يكجا بگه ....... |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 1:56 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
|
یادم باشد جواب كین را با كمتر از مهر و جواب دو رنگی را با كمتر از صداقت ندهم یادم باشد باید در برابر فریادها سكوت كنم و برای سیاهی ها نور بپاشم یادم باشد از چشمه، درسِِ خروش بگیرم و از آسمان درسِ پـاك زیستن یادم باشد سنگ خیلی تنهاست… یادم باشد باید با سنگ هم لطیف رفتار كنم مبادا دل تنگش بشكند. امروز این مطلب را دوست عزیزی برایم فرستاد و من هم باکسب اجازه ازش استفاده کردم چون بد جوری با حال هوای امروز من همخوانی داشت . مادر بزرگی دارم که در بستر بیماری است تنها پسرش پدر من بود که سالهاست دعوت حق را لبیک گفته من هم فرسنگها دور از وطن فقط می تونم براش دعا کنم وکاری از من برنمی یاد . التماس دعا .... |
|
+ نوشته شده در
شنبه سیزدهم بهمن 1386ساعت 18:0 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
|
حمید امامی بعد از ۷۷ روز ماموریت لبنان به کشور بازگشت من و امامی بیش از شش سال است که با هم در واحدمرکزی خبر همکار هستیم ولی در این مدت ماموریت مشترکمون با هم صمیمی شدیم شاید کمی عجیب باشه ولی باور کنید !
هیچ وقت مانند امشب درهنگام خداحافظی با حمید اینقدر به موقعیت کسی حسادت نکرده بودم دوست داشتم من جای اون بودم و امشب به ایران می رفتم و... قرار از فردا اعتصاب عمومی در لبنان برای اعمال فشار بر جریان حاکم از سوی جریانها سیاسی مخالف اغاز بشه حمید که نتونست درمدت اقامت سه ماهه خودش خبر انتخاب رئیس جمهور لبنان رو مخابره کنه اما رفتنش هم سراغاز اعتصابها شد خدا عاقبت مارو بخیر کند ! یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سوم بهمن 1386ساعت 22:11 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و نهم دی 1386ساعت 19:34 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
"لبیک یا حسین یعنی تو در میدان جنگ حاضری هر چند که تنهایی و مردم تو را رها کرده اند و تو را متهم و خوار شمرده اند ""لبیک یا حسین یعنی نه تنها تو که اموال و خانواده و فرزندانت در این معرکه باشند ""لبیک یا حسین یعنی مادری فرزندش را به میدان بفرستد و انگاه که فرزندش شهید شد و سربریده اش را به مادر دادند خاک و خون انرا پاک کرده و بگوید ای پسر از تو راضی ام خداوند چهره ات را نورانی کند همانطوری که مرا نزد فاطمه زهرا (س) در روز قیامت رو سفید کردی"(سید حسن نصرالله )عاشورا و عزاداری حسینی چیزی فراتر از یک عزاداری است لبنانی ها پیام واقعی عاشورا را که همانا مقاومت و پایداری در برابر ظلم است را عملا درک کرده اند ولذا وقتی د رعزادرایهای خود شعار هیهات منا الذله و لبیک یا حسین را باهمه وجود فریاد می کنند این فقط یک شعار نیست بلکه یک است.
عزاداری در شهرها و روستاهای شیعه نشین لبنان اغلب در حسینیه ها و منازل برگزار می شود و اصولا در لبنا ن تکیه وجود ندارد.مجالس عزای حسینی در لبنان معمولا از دهه نخست محرم شروع و تا سوم شهادت مام ادامه دارد البته برخی مجالس نیز در دهه دوم محرم د رمنازل برپاست
|
|
+ نوشته شده در
جمعه بیست و هشتم دی 1386ساعت 21:11 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
سلام بر حسین عزیز امروز صبح با مشاهده مطلبی در وبلاگ یکی از دوستان درباره اغاز ماه محرم یکباره دلم گرفت ما که سالهای قبل فقط رفتن به هیات محله پدری برامون صفا داشت امسال مجبوریم در این کشور غریب فقط شاهد عزداری هموطنان خودمون از طریق تلویزیون باشیم .امسال محرم هم نداریم خدا عاقبتمون رو بخیر کنه ! یا علی مدد |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هجدهم دی 1386ساعت 9:54 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
|
امروز جمعه است دیگه یواش یواش دارم به تعطیلات روزهای یکشنبه عادت می کنم هوا دو روزی است که بارانی است البته اینجا باید ذهنیت خودتون رو از باران کاملا عوض کنید اگر زیر باران گیر کنید طی چند ثانیه کاملا خیس می شوید .
لبنان این روزها اوضاع خوبی نداره همه از شروع یک سری از نافرمانی های مدنی حرف می زنند اما گویا اوضاع به همین هم خلاصه نشه به هر حال این دعواها سر دراز دارد خدا عاقبت مارا ختم به خیر کند . راستی بنزین درلنبان گران شدوبا ۳۰۰ لیره افزایش به ۲۵هزار لیره در هر ۲۰ لیتر رسید به عبارت دیگه هر لیتر بنزین در لبنان الان ۷۳۸ تومان است . چند روزی است که در خیابانهای بیروت تبلیغات وسیعی از برگزاری یک نمایشگاه از کالاهای ایرانی به چشم می خورد دیروز گفتیم بریم ببینیم این نما یشگاه چطوره و اگر فروش داشت بتونیم چند کنسرو ماهی ایرانی بخریم نهار بخوریم چون کنسروهای ماهی این جا اصلا خوب نیست . خلاصه چشمتون روز بد نبینه محل نمایشگاه دریک ساختمان متروکه بود د ربدو ورود ادم یاد نمایشگاههای بهاره که همه ساله در تهران در استانه عید بر گزار می شه و اجناس بنجل فروش نرفته یکسال رو به خلق الله می فروشند می افتاد صد رحمت به نمایشگاههای بهاره / اقلام این نمایشگاه خلاصه می شد در تسبیح / انگشتر / پتو / حوله / ظروف ملامین/ چند قابلامه / لوستر / خشکبار / خرما / زعفران / فرشهای ماشینی و دست بافت / چند شکلات که شاید به خاطر ترس از ناخنکهای مراجعه کنند گان به طور خیلی وحشتناکی به دیوار چسبیده شده بودند و مقداری هم ظروف پلاستیکی و بالاخره گل سرسبد کلاها پفک نمکی بود راستی چند چراغ علائدین هم که سالهاست کارخانه اون در جاده کرج تعطیل شده در این نمایشگاه به چشم می خورد شاید منظور برگزار کننده نشان دادن اوج تکنولوژی ایران بود چون ظاهرا فروشی نبود .حال شما حدیث مفصل بخوانید از این مجمل ..... از کنسرو ماهی هم خبری نبود . دشیب جاتو ن خالی رفتیم حاجی خورون ایرانیهایی مقیم بیروت که امسال به سفر حج مشرف شده بودند وقتی این همه خانواده ایرانی رو یکجا در لبنان دیدم به خودم امیدوار شدم ...
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهاردهم دی 1386ساعت 11:27 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
|
امروز به توصیه یکی از دوستان نام وبالگ را به زهرای عزیز تغییر دادم کمی که فکر کردم دیدم این اسم بهتر ه.
امروز روز اول سال ۲۰۰۸ میلادی بود لبنانی ها دیشب تا پاسی از شب با هر چیزی که می تونستند صدای مهیب ایجاد کنند از اون استفاده کردند . از انواع ترقه گرفته تا موتورسیکلتهای با صدای گوش خراش و اتومبیلهایی که شاید به دلیل پارگی اگزوز صدا ی گوش خراش از خودوشون در می اورند. لبنانی ها دیشب به استقبال سالی رفتند که چشم انداز خوبی رو در مقابل ندارند تصویر زیر مقایسه ای از استقبال مردم بیروت از سال نو میلادی در سال ۲۰۰۵ و سال ۲۰۰۸ است
این روزها لبنانی ها حال و روز خوشی از نظر اقتصادی ندارند همین باعث شده تا روزنامه الاخبار در شماره نخستین شماره خودش درسال ۲۰۰۸ میلادی عکس صفحه نخست خودش رو به این کاریکاتور اختصاص دهد یا علی مدد
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه یازدهم دی 1386ساعت 20:53 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
از غربت گفتم و اینکه از دخترم زهرا خانم مدتی است که دور هستم که امروز این دوری از ۲۷ روز گذشت اما از علت ان نگفتم علتش ماموریت کاری است که برایم پیش امده و سفری به لبنان عروس خاورمیانه داشته ام بد ندیدم که از لبنان برایتان بنویسم امید که مقبول افتد .....
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم دی 1386ساعت 15:16 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
|
سلام به خوانندگان گرامی که از این به بعد به این وبلاگ مراجعه می کنید و دست نوشته های این حقیر را می خوانید هدف از گشایش این وبلاگ همانطور که از نام ان پیداست بگومگویی از سر دلتنگی غربت است غربتی که دوری از یگانه دخترم زهرا هم بار سنگین ان را دوچندان کرده است .
به هر حال قصد ندارم این اغازین سخن رو تلخ شروع کنم امیدوارم بتوانم از این فرصت که به مدد دوست عزیزم اقای امامی برایم مهیا شده است بتونم ارتباط خوبی با شما خوانندگان برقرار کنم و از هر دری با شما سخن بگویم ... یا علی مدد
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه دهم دی 1386ساعت 15:0 توسط محمد رضا طلاجوران |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| پیوندهای روزانه |
|
آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 |
|
RSS
|